شيخ ذبيح الله محلاتى

66

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

گرديد و نزديك به آن زن نشست سپس آن زن عرض كرد اى مولاى من چه مىفرمائى حضرت فرمود وصيت كن خدا ترا رحمت كند گفت يا ابن رسول اللّه مالهاى من در فلان موضع است ثلث آن از آن تو است و دو ثلث آن براى پسرم باشد اگر شما مىدانيد كه از شيعيان شما است و الا همهء مال حق خود شما است مخالفان شما را در مال من نصيبى نيست اين بگفت و وفات كرد سپس بتجهيز او قيام كردند . بانوئى كه بدعاى امام صادق عليه السّلام زنده شد و نيز منقول از خرايج است كه از هارون بن قاسم بن عيسى الهاشمى از عيسى بن مهران روايت كرده كه گفت مردى بود از اهل خراسان از ماوراءالنهر نعمت بسيار داشت و دوستار اهل بيت عليهم السلام بود و اعتراف بفضل ايشان داشت هر سال به حج مىرفت و بر خود وظيفه قرار داده بود كه هزار دينار هرساله براى حضرت صادق عليه السّلام بياورد در يك سالى زنش او را گفت كه امسال مرا با خود ببر كه امام صادق را زيارت بنمايم و تحف و هدايا براى او ببرم از مال خود ؛ آن مرد اجابت كرد ، پس آن زن براى ايشان و عيالات و دختران امام صادق عليه السّلام تحف و هدايا تهيه كرد و با شوهر به حج رفت و آن مرد به عادت هرساله هزار دينار براى آن حضرت با خود برداشت و آن را در صندوقى نهاد و در آن را قفل زد چون بمدينه رسيدند آن مرد سر صندوق آمد كه هزار دينار را بردارد چون قفل را باز كرد هزار دينار را نديد بسيار تعجب كرد كه اين قفل و مهر برقرار خود بوده بااين‌حال هزار دينار كجا رفته بالاخره از عيال خود پرسيد گفت نمىدانم اين امر عجيبى است كه قفل برقرار خود بوده و هزار دينار مفقود شده است و كسى هم با ما همراه نبوده كه متهم بوده باشد ناچار آن مرد زينت و زيور آن زن را گرفته و در نزديكى از همشهريهاى خود برده و هزار دينار قرض كرده بنزد امام صادق عليه السّلام برد حضرت فرمود ما احتياج پيدا كرديم و آن هزار دينار را از صندوق برداشتيم اكنون برو زيور عيال خود را كه گرو نهادى بستان و هزار دينار را به صاحبش رد كن آن مرد بصيرتش زياد گرديد بعد از آن به جهت كارى از خانه بيرون آمد چون بازگرديد ديد عيالش در حالت